یهود شناسی از نگاه استاد قرهی
120 بازدید
نحوه تهیه : فردی
محل انتشار : خبرگزاری شبستان
تعداد شرکت کننده : 0

 به گزارش خبرگزاری شبستان استاد قرهی درایام عاشورا درباب یهود شناسی به سخنرانی پرداختند.

آن چه که در ادامه می آید سخنرانی شب سوم در محرم الحرام سال جاری است:

بسم الله الرّحمن الرّحیم
عرض کردیم برای دور شدن از انحرافات فکری و انحرافات قوم یهود، نباید دین آن‌ها و آنچه که از آن‌ها می‌رسد را اتّخاذ کنیم «لا تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَ النَّصارى‏ أَوْلِیاءَ» ، چون فقط خدا ولی است و ولایت حضرت حق انسان را به نور می‌رساند « اللَّهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ» این‌ها کفرند و ولی‌سازی می‌کنند «وَ الَّذینَ کَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ».
علّت اصلی نفوذ یهود هم همین است که مردم روش و مرام و حالات آن‌ها را اتّخاذ کردند و این اتّخاذ مرام و روش آن ها، آن‌ها را از دین حق که «الْإِسْلَامُ یَعْلُو وَ لَا یُعْلَى عَلَیْهِ» و از آن مقام حقیقی انسانیّت که ولایت اللهی است، دور کرد.
آن سیّاس کیّاس، نبیّ مکرّم فرمودند: هرچه یهود گفت، خلاف آن را انجام دهید. و اگر آن روز که این نکته را هشدار داده بود مسلمین عمل می‌کردند، ابوموسی اشعری، یهودی‌زاده هیچ‌گاه نمی‌توانست نفوذ کند. در باب ابوموسی اشعری سال گذشته سندی را بیان کردم که ابوموسی اشعری پدرش یهودی است و خود یهودی‌زاده است.
یزید هم از مادری به نام میسونه است که پدرش مسیحی است و مادرش هَوله یهودی است. در تاریخ‌الدمشقیه بیان کردند میسونه خود می‌گوید: تنفّر از نصاری، دین پدری وجودم را مملو کرده بود و عشق به یهود، دین مادرم، در من فراوان بود.لذا میسونه کاری می‌کند که یزید نه نصاری، بلکه یهودی پرورش کند.
تاریخ‌الدمشقیه می‌نویسد: میسونه قبل از اسلام در زمان جاهلیّت بیرقی را به عنوان خانه فحشا درب خانه اش زده بود و آن جا را مرکز فساد کرده بود.( زمان جاهلیت گروهی از زنان که کارشان خلاف بود، پرچم داشتند.) در‌حالی‌که پدرش ایوب نامی است، متموّل و متمکّن و بسیار نافذ عند التّجار لذا پدر، او را طرد می‌کند اما او بیان می‌کند: اصلاً عشق من و کار من همین است.
عمروعاص می‌گوید: من و معاویه و ولید، جُعن و [دیگری] - در پنجمی اختلاف است -.با هم بودیم ولید گفت: می‌خواهید شما را یک جایی ببرم که امشب را خوش باشیم و آن شب را مهمان میسونه بودیم.در یک شب این خبائث در یک‌جا جمع می‌شوند و بعد نطفه‌ای منعقد می‌شود به نام یزید.
آن وقت این یزید یهودی‌زاده توسط نفوذ امپراطوری روم کارش به جایی برسد که بعد از معاویه، حاکم مسلمین بشود. چرا این ها در دین نفوذ کردند؟
به فضل الهی شب های بعد نکاتی را از تاریخ نگار اهل جماعت و یکی از تاریخ‌نویسان غربی عرض می‌کنم که تمایل ذاتی خود معاویه به بت‌پرستی و یهود اشاره شده است. هم او که مع‌الأسف اهل جماعت او را به عنوان خالو المؤمنین تبیین کردند.
یهود در ادیان به واسطه چند مطلب نفوذ کردند: اوّلاً یهود در کتاب مقدّس خودشان به عنوان کتاب اصلی مَتان سه چیز را اسّ و اساس برای پیروزی خود تبیین کرده است که ما در ایران حتّی عنوان جهود را برای این‌ها بیان می‌کنیم.
1- همه عالم برده هستند و همه احشامند برای یهود.
2- از نیل تا فرات مرکز حکومت است، نه همه حکومت! به اشتباه بعضی فکر کردیم که می‌گویند: حکومت آن‌ها از نیل تا فرات است. خیر، از نیل تا فرات مرکز حکومت است.
3- در عالم تسلّط از لحاظ مالی، اقتصادی،کسب علم و قدرت، فقط باید به دست یهود باشد؛ چون پروردگار عالم همه را برای یهود قرار داده است.
جالب این است: یهودی‌ها در تکثیر نسل دستورالعمل دارند، گرچه در عالم یهودی‌ها کمتر از همه اقشارند. یک آمار عرض کنم، دقّت بفرمایید.
کلّ جمعیّت یهود در سال 2010 سیزده میلیون نفر می‌باشد؛ یعنی 0.2% جمعیّت جهان. امّا طبق آمار سازمان اقتصاد جهانی 78% از اموال عالم در دست یهود است. 0.2% دنیا یهود است، یعنی به عبارت دیگر از هزار نفر، دو نفر یهود.
کمتر از پنج و نیم میلیون نفر یهود در آمریکاست؛ یعنی 2% از جمعیّت آمریکا یهود است. طبق اقتصاد خود آمریکا، 97% اقتصاد امریکا در دست یهود است و چهار میلیون و تقریباً دویست نفر هم مهاجر به فلسطین اشغالی دارد.
ششصدهزار نفر در فرانسه؛ یعنی 0.1% جمعیّت فرانسه را تشکیل می‌دهند امّا بیش از 69% اقتصاد فرانسه دست آن هاست. 0.1% جمعیّت ببین چه کرده‌اند! آن سه اصلی که عرض کردم، اقتصاد، حاکمیّت و علم!
در انگلستان سیصدهزارنفر یهودی سکونت دارند؛ یعنی کمتر از 0.5%. بیش از 80% حاکمان انگلستان و سلطنت یهودی هستند.
در آرژانتین دویست و پنجاه هزار نفر یهود وجود دارد؛ یعنی تقریباً از هر هزار نفر فقط می‌شود گفت: ده نفر یهود.
مابقی هم در عالم به ظاهر پراکنده اند. آمار کل حدوداً سیزده میلیون و خورده‌ای امّا ببینید دنیا را چگونه بازی می‌دهند. دکتر حسن الهیکل نویسنده متبحّر مصری است، می‌گوید: از روز نخست هجرت پیامبر تا به امروز، در عالم اسلام هیچ اتّفاقّی نیفتاده است، ،إلّا به این که بدون هیچ شکّی یهود در او نقش داشته است.
مسئله سوم: تمام سیاست‌مداران غرب و اقصاددانان غرب قائل به این هستند که اگر خواستی پیروز شوی، باید در کنگره یهود شرکت کنی.
یکی از اعتقادات عجیب یهود اعتقاد به اعداد است. مثل حروف ابجدی که ما می‌گوییم، آن‌ها به عدد عقاید خرافی دارند.در انگلستان خانه نخست‌وزیر، شماره 10 است و مرکز تجمع یهودیان که کنگره سالانه دارند، ساختمان شماره 10 است. هرکس بخواهد نخست‌وزیر شود باید از قبل، در آن ساختمان اظهار عجز خود را به یهود اعلام کند.
.
مثلاً چرا باید برج های دوقلو یازده سپتامبر ریخته شود؟ آن موقع، فقط در آن‌جا یازده یهودی متمرّد بودند وإلّا از یک هفته قبل همه یهودی‌های شاغل در برج‌های دوقلو به علل مختلف مرخصی و در سفر بودند و یهود معتقد به این هستند جایی که دو برج به صورت یک، کنار هم قرار گرفت، یازده ذبیح نیاز دارد.
یهود می‌گویند: عُزَیر فرزند خدا بود و کشته نشد و یازده ذبیح به وجود آمد. قرآن هم به این مطلب اشاره می فرماید که یهود می‌گویند عزیر پسر خداست و نصاری می‌گویند عیسی پسر خداست. برای همین هر موقع احساس نیاز کنند باید یازده نفر کشته شوند.
نکته دیگر که خیلی مهم است این که اصلاً در یهود هیچ فرقی بین صهیونیست و غیرصهیونیست نیست، دلیل داریم، زمانی که این‌ها به فلسطین حمله کردند در خود ایران یهودی ها هجرت کردند و همین الآن یهودی های ایران مخفیانه به آن ها کمک می کنند و دروغ می گویند که ما با عقاید صهیونیست ها مخالفیم، آمار داریم که اصلاً چنین چیزی نیست.
یک نمونه من برای شما بگویم که خیلی مهم است اواخر سال هفتاد، وزارت اطلاعات گروهی از این یهودی¬ها را در شیراز گرفت، این‌ها کسانی بودند که قبل از آن کنفرانس گذاشته بودند و مخالفت خودشان را با صهیونیست اعلام کرده بودند، اما معلوم شد که برای موساد کار می¬کردند.
در جنگ سی و سه روزه خیلی از این ها گفتند ما صهیونیست را محکوم می کنیم، ولی علیه حزب‌الله پول جمع کردند، وقتی پرسیدند: پس چرا بعضی از پول های شما نیست می شود و به جاهای دیگری می رود؟ سکوت کردند.
یهود در عالم هرگز دو گروه نیست، فقط بعضی‌هایشان برای این که شناخته نشوند و در آینده بتوانند اگر این گروه شکست خوردند امور را در دست بگیرند ادّعای مخالفت با صهیونیست دارند در‌حالی‌که همه آن‌ها یکپارچه هستند.
یکی از خصایص یهود که قرآن هم با آن مخالفت کرده این است که یهود اسامی را برای خودش جلب می کند که از این طریق بعداً بتواند استفاده کند.
مثلاً قرآن می فرماید: نصارا، لفظ مسیحی گفتن غلط است، قرآن می فرماید: عیسی مسیح است، «هُوَ الْمَسیحُ» ، قرآن می فرماید: این ها کلیمی نیستند، این ها یهود هستند، تعبیر قرآن این است: یهود و نصارا.
لذا قرآن انبیاء را مخصوصاً اسم می برد یعقوب، اسحاق، اسباط یعنی فرزندان این ها بعد می فرماید: «کُلُّهم نبیّا» عنوان نبی را برای همه‌شان می آورد امّا این ها می آیند اتّخاذ می کنند و از اسماء انبیاء استفاده می کنند که دیگر از آن به بعد نمی شود استفاده کرد.
یهود کارش این است یعنی بستر دینی به افکار شیطانی می دهد، کشور درست می کند و نمی گوید کشور یهود، می گوید کشور اسرائیل، قرآن وقتی می خواهد مؤاخذه کند، چه کسی را مؤاخذه می کند؟ اسرائیل را؟ نه، بنی‌اسرائیل را مؤاخذه می¬کند چون اسرائیل پیغمبر خداست، امّا این ها می آیند اسم کشور را هم اسم مقدّس و اسم پیغمبر می گذارند.
لذا مرگ بر اسرائیل، غلط است مرگ بر صهیونیست، مرگ بر یهود، امّا خوب غلط مصطلح شد ، مثل همان استعمار که غلط مصطلح است باب استفعال طلب عمران است امّا الآن سیاسیون می گویند فلان کشور استعمارگر است، غلط مصطلح را جا انداختند با قداست وارد می شود، یکی از خصایص یهود این است در بستر قداست ها افکار شیطانی را ترویج می دهد.
یکی از مطالبی که به فضل الهی عرض خواهیم کرد که امروزه هم خیلی معروف است عنوان کابالا است، اصل اعتقاد اوّلیه یهود را پسرش سُفین یا به تعبیر دیگر سام پایه گذاری کرد، او اوّل کسی است که منشأ اعتقادی یهود را براساس کابالا رقم زد.
دیشب عرض کردم وقتی می گوییم «اللَّهُ وَلِیُّ...» اولیاء نمی گوییم، آن ها مشکات هستند برای ولیّ، تجلّی ولی هستند، ولایت را فقط خدا دارد «اللَّهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ» امّا این ها اولیاء سازی می کنند «وَ الَّذینَ کَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ» چرا طاغوت، طغی و طغیان چیست، طغی یعنی کسی را در مقابل کسی قرار دادن.
کابالا یعنی در مقابل وحدانیّت، دو نوع خدا قرار دادن، اسّ و اساس عقیده یهود همین است، خودشان دلایل را هم بیان می¬کنند.
نکته دیگر این که یهود ضمن این که ترسو است مکّار است .عرض کردیم دو درصد عالم را دارد امّا اقتصاد و حکومت¬ها همه در دست این¬هاست چون در یهود، مکر فراوان است.
پرورش اصلی و آغاز حرکت یهود در مصر باستان است. بعد به سه جا هجرت کردند:
1- به سمت غرب، که ملکه انگلیس و آباء و اجدادشان که از مصر آمدند همه این¬ها یهودی هستند.
2- یک گروه همان جا ماندند.
3- گروه بعد به سمت شرق، هندوستان ولی جایگاه نفوذشان بین‌النهرین بوده است .
امّا چه شد که در اسلام نفوذ پیدا کردند مگر «الْإِسْلَامُ یَعْلُو وَ لَا یُعْلَى عَلَیْهِ» نبود، مگر اسلام دین کامل نیست؟ اوّلاً بر قرآن نتوانستند مسلّط شوند، طبیعی است «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ» بارها خواستند با قرآن مبارزه کنند. بعد از انقلاب اسلامی در تل‌آویو جلسه‌ای داشتند؛ هم مناخین بگین و هم خاخام هام در آن کنگره بیان کردند که فقط گروهی که به قرآن عمل کرده، شیعه است. گفتند: از این به بعد باید قرآن‌ها را تحریف کنیم، نتوانستند.
در بنگلادش سال 64 پانصدهزار جلد قرآن تحریف شده وارد کردند. چرا بنگلادش؟ چون سواد کم است. ببینید از جاهایی نفوذ پیدا می‌کنند که جهل باشد.
این که قرآن می‌فرماید: «هَلْ یَسْتَوِی الَّذینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذینَ لا یَعْلَمُونَ» ، این که قرآن می‌فرماید: «وَ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ» ، ببینید، ما باید همیشه آگاهیمان بالا برود، علم، علم، علم! این که اسلام فارغ‌التحصیل ندارد «اطلِبُوا العِلم مِن المَهدِ إِلَى اللَّحَدِ» ، این که روایات می‌گوید برای طالب علم - هنوز معلوم نیست عالم بشود - ملائکه الله بال هایشان را می‌گشایند، این‌قدر سفارش به علم که هوشیار باشید. اما از آن جا که «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ». ماجرا لو می‌رود و موفّق نمی‌شوند.
یک بار دیگر در پاکستان سال 77 این کار را کردند که همان بدو ورود در پاکستان برملا شد. خدا شهید بزرگوار، شهید عارف حسینی که از علمای بزرگ پاکستان و شاگرد امام بود را رحمت کند. قبل از آن تذکّر داده بود. می‌دانید پاکستان هم جهّال زیاد است اما یک کار خیلی خوب که در پاکستان انجام شد این بود که حافظ کلّ قرآن زیاد شدند. این طرحی که در ایران به‌وجود آمد اوّل در پاکستان شروع شد که هر کس حفظ قرآن می‌کرد به او لیسانس می‌دادند لذا آن‌قدر در پاکستان حافظ زیاد شد که قرآن حفظ شد و یهودی‌ها نتوانستند.
در مصر دستور دادند آیات جهاد را بردارند، باز نتوانستند. در آذربایجان همسایه ما به چند سال نمی‌رسد، ترجمه ترکی که با خط لاتین است را درست کردند تا آیات را تحریف کنند، باز هرچه کردند، نگرفت. فکر نکنید یهود بیکار نشسته!
خدا که قرآن را حفظ می‌کند، پس چه شد یهود نفوذ پیدا کرد؟ می‌خواهم مجدّد به همان آیه برگردیم، اگر ولایت الله پذیرش شد، همه فتنه ها از بین می‌رود. قرآن می‌فرماید: «لا تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَ النَّصارى‏ أَوْلِیاءَ» یعنی چه؟ یعنی «لا تَتَّخِذُوا دینهم آئینهم» چه کنیم که «لا تَتَّخِذُوا» شود؟
یک روایت می‌گویم، خوب دقّت بفرمایید. این را خود اهل جماعت در کتب متعدد بیان می کنند: بعد از آمدن آیه «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى‏» ابن‌عباس و دیگران آمدند پیش پیغمبر ، اصحاب آمدند: یا رسول‌الله! این اهل‌بیت چه کسانی هستند؟ اول فرمودند: «هُم عَلِیٌ وَ فَاطِمَةُ وَ الحَسَن وَ الحُسَین» (صلوات اللّه و سلامه علیهم اجمعین). پیغمبر به همین بسنده کرد که این‌ها هستند. «فَسَکَتَ النَّبِیُ» ساکت شدند.
این‌ها آمدند بروند، حضرت فرمودند: «اجْلِسُوا» بنشینید. «إنَّ اللّهَ تَعالى خَلَقَ الاَنْبیاءَ مِنْ أَشْجار شَتّى» خدای متعال انبیاء را از درخت‌های متفاوت خلق کرد. «وَ أَنَا وَ عَلِیٌّ مِنْ شَجَرَة واحِدَة». این که در دعای ندبه می‌خوانیم را اهل جماعت هم دارند، «فَاَنَا أَصْلُها وَعَلِیٌّ فَرْعُها وَ فاطِمَةُ لِقاحُها» من اصل هستم، علی فرعش، فاطمه لقاحش. درخت می‌خواهد میوه بدهد، لقاح می‌خواهد ، لقاح ثمره و میوه را می‌دهد و آن فاطمه است، «وَالْحَسَنُ وَالْحُسَیْنُ ثِمارُها» (صلوات اللّه و سلامه علیهم اجمعین) و میوه‌هایش این‌ها هستند. «وَ أَشْیاعُنا أَوْراقُها» شیعیان ما برگ‌های آن‌ها هستند.
بعد فرمودند: «لَوْ أَنَّ عبداً عَبَدَ اللهَ بَیْنَ الصَّفا وَالْمَرْوَةِ اَلْفَ عام» اگر بنده‌ای از بندگان، خدا را عبادت کند بین صفا و مروه «اَلْفَ عام»، هزار سال، «ثُمَّ اَلْفَ عام» دوباره هزار سال، «ثُمَّ اَلْفَ عام» دوباره هزار سال، وقتی در عرب ألف ألف شد یعنی میلیون‌ها. بعد می‌فرمایند: آن‌قدر عبادت کند تا جایی که «حَتَّى یَصیرَ کَالشَّنِّ الْبالی» مثل مشک کهنه شود، بعد می‌فرمایند: «ثُمَّ لَمْ یُدْرِکَ مَحَبَّتَنا» امّا محبّت ما را درک نکند، «کَبَّهُ اللّهُ عَلى مِنْخَرَیْهِ فِی النّارِ» خدا او را با صورت، در آتش می¬اندازد؛ یعنی ذلیل و خوار می¬شود.
«ثُمَّ تَلا هَذِهِ الْآیَةَ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى‏» بعد فرمود: «إعتَصِمُوا بِهِم وَ هُم دینُکُم» به همه این کسانی که گفتم، چنگ بزنید. «وَ هُم دینُکُم لا تَتَخِذّوا غیَرَکُم» غیر از این¬ها را نگیرید. می¬خواهید یهود مسلّط نشود؟ ولایت را بگیرید، «لا تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَ النَّصارى‏ أَوْلِیاءَ» فرمود: این¬ها را بگیرید و غیر از این¬ها را نگیرید.
چه شد اسلام منحرف شد؟ چون ولایت را نپذیرفتند. اگر از روز نخست آن چیزی که پیامبر فرموده است و اهل جماعت هم در کتب روایی¬شان است را پذیرفته بودند، دیگر یهود مسلّط نمی¬شد؛ «الْإِسْلَامُ یَعْلُو وَ لَا یُعْلَى عَلَیْهِ» محقّق شده بود. چون «اللَّهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنُوا» است، امیرالمؤمنین ولیّ خدا است؛ یعنی تجّلی ولایت الله است.
چه شد ابی عبدالله به شهادت رسید؟ دوباره ولایت را رها کردند. چه شد تا حالا یهودی ها در ایران پیروز نشدند؟ شما فکر می کنید که یهودی ها آرام نشستند. چه کارهایی که نکردند؟! بعضی از کارهایشان را به مصالحی نمی¬توانیم بیان کنیم. یکی از آن ها را گفتیم که در سال 70 در شیراز چه کردند.اما چرا موّفق نمی شوند؟ چون مردم تمسّک به ولایت دارند. به ولایت فقیه متمسّک شدند که ولایت الله است؛ برای همین یهود نتوانست این جا پیروز شود.
چه شد یهود فلسطین را گرفت؟ چون به ولایت متمسّک نبودند. روز تاسوعا و عاشورا همین فلسطینی ها- که البته چندین سال است دیگر این کار را انجام نمی دهند، حتّی اگر بعضی از آن ها بخواهند انجام دهند، حماس به آن ها اجازه نمی دهند- روز تاسوعا و عاشورا عروسی می گرفتند. از ولایت دور بودند، یهود هم بر آن ها مسلط شدند.
«لا تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَ النَّصارى‏ أَوْلِیاءَ» سنت آن¬ها را گرفتند. این مطلب را در ذهن تان یادداشت کنید: یا ولایت خدا یا ولایت شیطان. ولایت خدا کنار برود، ولایت شیطان می آید. ولایت شیطان چگونه می-آید؟ خود قرآن فرموده است: «مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ‏» . اجنّه که نمی¬آیند حاکم ما شوند، امکان دارد اجنّه حاکم فکری شوند، امّا حاکم به صورت ظاهری جسمی نمی¬شوند. چه کسی می آید؟ از نوع ناس، «مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ‏» که اصحاب شیطان هستند لذا یهود مسلط شد. ولایت خدا که کنار برود، همین می شود.
یک روایتی راجع به فُرس است که بعداً می خوانم. دو سه تا نکته در این روایت هست که بسیار عجیب است، مربوط به الآن است که فقط گروهی که آخرالزمان به ولایت متمسّک می شوند، فُرُس هستند؛ یعنی فارس ها که این ها در مقابل یهود سخت می ایستند، آخر هم یهود به دست این ها از بین می روند.
سال گذشته یادتان هست که در مورد کعب إبن أبی ولاء چه گفتم؟ وقتی فهمید که ابابکر انتخاب شد، به تاخت از مدینه رفت؛ از یهودی های اطراف مدینه بود، به مکّه رفت و درب خانه خدا را نگاه کرد، خودش می¬گوید که رو به کعبه کردم و گفتم: کعبه منتظر باش نزدیک است که لات و عزی برگردند. یعنی این جا دوباره بت کده می شود!
شما فکر نکنید که ما بحث مان سر زید و عمر است که اولی چنین و چنان است، آن یکی هم یهودی زاده است. اصلاً یهود تسلّط پیدا کرد. «اللَّهُمَّ الْعَنْ أَوَّلَ ظَالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ».
آن روایت اهل جماعت چه گفت؟ پیامبر فرمود: اگر می خواهید دینتان بماند، به این ها تمسّک بجویید، جدا نشوید! این افراد نفهمیدند و ولایت را رها کردند. فُرُس ولایت را گرفتند. ما ولایت و محبّت آل الله را گرفتیم. «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى‏» مودّت یعنی با گوشت، پوست و استخوان ... یعنی مطیع محض!
نمی دانید آن ها چه قدر می خواهند مسلّط شوند! دو بار شد: یک بار اوائل 78 بود، فتنه ای که به وجود آورده بودند. نخست وزیر لاییک ترکیه به قدری خوشحالی کرد که به صهیونیسم ها و شارون تبریک گفت. معلوم شد که مهره آن¬ها بوده است. ذوق کرده بود و با دمش گردو می شکست و می گفت که تمام است. بحث این است که یهود دست دارد.
یکی هم در سال 88 بود باز هم یهود نقش داشت امّا مردم ولایت را پذیرفتند. ولایت اوّل که پذیرفته شود، آن ولایت بعدی می آید. ولایت امیرالمؤمنین پذیرفته شد. آیت‌الله مولوی قندهاری فرمود: آن قدر خدا به ایشان (مقام معظّم رهبری) لطف می کند که حرف می زند، مردم عمل می کنند. آقا تا شروع به صحبت می کند همه گریه میز کنند. ولایت امیرالمؤمنین است! ولایت امیرالمؤمنین را این ها نفهمیدند. برای همین انقلاب های ما را نمی شود با انقلاب های دیگر مقایسه کرد.
اسلام ناب که امام فرمود: اسلام ناب محّمدی، بعضی فکر کردند که امام از روی سیاسی کاری فرمودند؛ نمی فهمند ما یک حقّ داریم و یک باطل، اسلام ناب که امام فرمود ،یعنی ناب است در مقابل یهود!
این احمق نفمیده است (اسم آن زن را نمی شود برد و نباید هم برد.) که می گوید ما در بحث سینمایی کاری به کشورها نداریم. احمق!ما اصلاً به عنوان کشور قبول نداریم! امام فرمود: ما اصلاً نمی گوییم کشور، رژیم غاصب!
ما باید بفهمیم که ولایت برای چیست. اگر بدانید که آن ها چه قدر از همین «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ» می¬ترسند؟! اگر به من بود، می گفتم به جای تاسوعا و عاشورا (البته نمی¬خواهیم تکلیف ما لا یُطاق بگوییم) هر روز بیرون بریزیم و عزاداری کنیم.
دکتر ژوزف فرانسوی می گوید: شیعه عزاداری نمی کند، زرنگی می کند! دسته بیرون می فرستد، می¬گوید: حسین! حسین! حسین! همه عالم را جذب می کند. این حسین کیست؟ بعد از هزار و چندی سال هنوز حسین می گویند. او می گوید: معمولاً عزادار خمیده می شود یک جا می نشیند. این ها پرچم می آورند، فریاد می زنند، به ظاهر به سر و سینه می زنند اما اعلام وجود می کنند.
اگر بدانید وهابیّت چه قدر فشار آورد به صدام که این  حرم ها را خراب کن! گفت: نمی کنم. چون او پول می خواست.
اما یک مشت احمق حرف آقا را گوش ندادند که وقتی فرمود: آن جا بروید سینه بزنید، زنجیر بزنید امّا قمه نزنید. چون وهابیّت ملعون دارد این مطالب را فیلم برداری می کند،بعد می گوید ببینید بچّه قمه می زند؛یعنی این شیعه ها فقط خون دوست دارند! همین جمعیّت روز تاسوعا و عاشورا در کربلا و در جاهای دیگر دارد چشم یهود را کور می کند. حرف مرجع تقلید و ولیّ خدا را گوش بده! امام زمان راضی نیست، قمه نزنید! کارهای دیگر هم می شود انجام داد. آیا اظهار محبّت فقط با قمه زدن است؟! به خدا امام زمان از دست این ها خون جگر می شود!
دکتر ژوزف فرانسوی می گوید: همین که این ها می آیند؛ یعنی دارند اعلام موجودیّت می کنند. همین مطلب اعلام موجودیّت شیعه و اسلام ناب است! وقت را ببین! هوشیار باش! یهود در کمین است! کجاست هوشیار؟! کجاست فزرانه ای که درک کند؟! یهود در کمین است آن‌وقت من و تو به او لقمه بدهیم!
ای کاش بعضی از مسئولین ما می دانستند در همین سینه زنی ها که مردم به سمت بین الحرمین می دوند، یک عکس آیت‌الله سیستانی، یک عکس آقا را داشته باشند یهودی ها کور می شوند! این عزاداری ها معنی پیدا می کند؛ یعنی ما ولایت الله را پذیرفتیم.
برای همین هم این ها می ترسند. به صدام گفتند که خراب کن! گفت: نمی کنم بعد گفت: ایرانی ها برای زیارت بیایند. عیبی ندارد پول ها را خرج می کنند او نفهمید و فقط دنبال پول بود.
اما یهود از مظاهر اسلام می ترسد. از گنبد و بارگاه می ترسد. وهابیّت که می گوید: این گنبد و بارگاه ها خراب شود، دستور یهود است. وإلّا کدام آدم عاقلی است که بگوید ابی عبدالله خداست؟! ابی عبدالله جلوه رسیدن به خداست. «یا وَجیهاً عِندَ اللّه» ای آبرومند نزد خدا! «إشفَع لَنا عِندَ اللّه» «عندَکُم» نیست، «عِندَ اللّه» است! نمی فمند؟ چرا، می فهمند امّا م ¬خواهند فریب دهند لذا این گونه می گویند. چون می دانند تجلّی اسلام ناب این است!
خدایا! این ولایت در قلوب ما روزافزون بگردان! آن وقت ببینید که اگر انسان ولایت را از دست بدهد، چه قدر خبیث می شود آقا! اصلاً ابی عبدالله امام نیست، بر فرض که هیچ کسی نیست. آیا فرزند رسول‌الله نبود؟ اصلاً فرزند رسول‌الله نبود، آیا باید این گونه با اهل و عیال او رفتار کنند؟ با آن دختر سه ساله یتیم که قرآن به صراحت فرمود: «فَأَمَّا الْیَتیمَ فَلا تَقْهَرْ»
یهودی هستند دیگر! اوّل جایی که آن ها را عبور دادند، دروازه ساعت که محّله یهودی ها بود. آن جایی که شنیدید عمامه حضرت زین‌العابدین سوخت؛ چون دست و پای حضرت را بسته بودند و در غل و زنجیر بود. از پشت‌بام یهودی ها آتش می ریختند. این کسانی که ما را سوزاندند، همین یهودی ها هستند.
آشیخ جعفر شوشتری که معروف است پیغمبر روضه هایش را به او مرحمت کرده است، بیان می کند: وقتی از این محلّه یهودی ها می گذشتند، مخصوصاً دست بچه های کوچک شان را پر از جایزه و نقل و نبات کردند، لباس های نو تنشان کردند که بچه های ابی عبدالله بسوزند. این اهل و عیال حسین بسوزند. یهود نامرد چه کرد!
والسلام علی من اتبع الهدی

آدرس اینترنتی